هوا، هوای مردن است.. هوای رفتن و نماندن.. هوای گذشتن و به جا نگذاشتن.. هوای خفه شدن و سربرنیاوردن..
ولی از چه فرار کنم؟ به کجا فرار کنم؟ از چیزی فرار کنم که هرچه بیشتر دور شوم به من نزدیکتر میشود؟ ........
آری! تراژدی غمباریست!
گاه می اندیشم.. به تناقض مضحک دنیا.. به حسرت هایی که خوردم.. و به حسرت هایی که میخورند.. به نداشته هایم اندیشیدم و افسوس خوردم.. و به داشته هایم اندیشیدند و افسوس خوردند.........
دیدم و نفهمیدم .. فبأي آلاء ربكما تكذبان ..
بشنو..