همیشه عاشق کلمه وبمستر بودم! راستش رو بخوای خودمم درست نمیدونم چیه! فقط میدونم به سایت و اینا مربوط میشه، ولی خوب ازش خوشم میاد. از این چیزا کم ندارم تو زندگیم. تازه این که خوبه یه چیزایی هست که عاشقشونم، درست موقعی که دارم بهش میرسم میفهمم بابا من که حالم از این بهم میخوره! اینجور موقعا قیافم میشه شبیه بچه های 2.5 ماهه که مامانشون در حال گفتن عزییییزم بخنننند! ازشون عکس میگیره و اونا هم مثه کسخلا چهار چشمی زل میزنن به دوربین!! اصلا من واسه چی دارم اینا رو مینویسم؟

هر وقت یه احساس خوب میاد سراغم پشت بندش یه سوال میاد که فاتحه میخونه به اون احساس! اصلا زندگی میکنی که چی؟ حالا که چی بشه مثلا؟ خوب حالا داری حال میکنی بعدش چی؟؟؟ و اینجوریه که اون احساس خوب میره و یه احساس بد میاد جاش. ولی میدونی از این بدتر چیه؟؟؟ این که اون سوال همین بلا رو سر این احساس بد هم میاره! و فاتحه این رو هم میخونه! کاری میکنه کلا احساس بد و خوب نداشته باشی! و اینجوری میشه که ... خیلی بد میشه!! ... حالا اینا رو نوشتم که چی؟

دفعه ی بعد می خواهم سر و ته زندگی کنم . با مرگ شروع می کنید و آن را از سر راهتان بر می دارید . توی خانه ی سالمندان چشم باز می کنید و هر روز بهتر می شوید . به خاطر وضعیت خوبتان از آنجا بیرونتان می اندازند و می روید دنبال مستمری گرفتنتان . شروع زندگی کاریتان با یک مهمانی در محل کار و یک ساعت طلا است . ۴۰ سال کار می کنید تا انقدر جوان شده باشید که بازنشسته شوید . بعد از آن مهمانی می روید … الکل می نوشید و کلا بی قاعده اید . حال آماده ی دبیرستان شده اید . بعد می روید مدرسه و بچه می شوید . بازی می کنید و هیچ مسئولیتی ندارید تا لحظه ی تولدتان. ۹ ماه آخر زندگیتان را توی حوضچه ی آب گرم شیکی می گذرانید با حرارت مرکزی و سرویس آنی . هر روز جایتان بزرگ تر می شود تا … خدای من … با یک ارضا تمام می شوید!

Stupid in love ...

برای نفرت انگیز بودن همیشه نیازی به کارهای نفرت انگیز نیست... نفرت انگیزی در سرشت برخی نهفته است .!.

The Change

Thought that I was strong
I know the words I need to say
Frozen in my place
And let the moment slip away

I been screaming on the inside
And I can feel the pain
Can you hear me can you hear me
Ohhh, ohhh, ohhh
Ohhh, ohhh, ohhh
Say it's over
Yes it's over
But I need you anyway
Say you love me
But it's not enough

Never meant to lie
But I'm not the girl you think you know
The more that I am with you
The more that I am all alone



I've been screaming on the inside
And I can feel the pain
Can you hear me can you hear me
Ohhh, ohhh, ohhh
Ohhh, ohhh, ohhh
Say it's over
Yes it's over
But I need you anyway
Say you love me
But it's not enough

Not that I
Am so diferrent
Not that I
Don't see the dying light of what we used to be
But how can I
Forgive you
You changed
And I'm a liar by your side
I'm about to lose my mind

Cause I've been screaming
On the inside
And I know you feel the pain
Can you hear me can you hear me
Ohhh
You've been dreaming
If you're thinking
That I still belong to you
And I've been dying
Cause I've been lying
To myself
Ohhh, ohhh, ohhh
Ohhh, ohhh, ohhh
Say it's over
Yes it's over
But I need you anway
Say you love me
But it's not enough

قمار زندگی

دم از بازی حکم میزنی!

دم از حکم دل میزنی!

پس به زبان قمار برایت میگویم!

قمار زندگی را به کسی باختم که "تک" "دل" را با "خشت" برید!

جریمه اش یک عمر "حسرت" شد!

باخت زیبایی بود!

یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!

یاد گرفتم از روی "دل" حکم نکنم!

"دل" را باید "بــُـر" زد،

جایش "سنگ" ریخت که با "خشت"

"تک بـُـری" نکنند . . .

درک میکنم ... احساس ته سیگارهای له شده کفــ خیابان را . . .


پ.ن: عوض میکنم این وضعو...

"  بهش یاد دادم در حد سوادم  ...  اگه خیلی ها برنده نباشن
   ولی پیــــــــــــــــــــــــــــــروزن ...  خســـــــته نباشـــــــــــــن  "


متنفرم از این احساس ولی خوب چیکار کنم بعضی وقتا میاد.... کلا اوضا احوالم سینوسیه یه شب خوبم یه شب داغون ... امروز یکم ترسیدم ... از اینکه نتونم ... ولی میدونم باز فردا اوکی میشم :)

امشب!

امشب در سر شوری دارم!!! فردا کاری بکنم کارستون! قضیه شو فردا شب میام تعریف میکنم :)))

پ.ن: امشب (فردا شب دیشب!) که نشد ایشالا فردا شب :)

بریم به سمت این جمله:

زیاد نگران نباید ها نباش!