29/7/90

لازم نیست که همیشه بهترین باشی.. زندگی مجموعه ای از فراز و فرود هاست. هیچ کس کامل نیست پس اگه اشتباهی کردی خودتو ببخش. به خودت فرصت جبران بده. نه اینکه تقصیر اشتباهاتتو به گردن بقیه بندازی نه... ولی بدون که وقت برتی جبران هست و هیچ وقت دیر نیست... همیشه یادت باشه که تو میتونی... تو تواناییشو داری... تو نتونی کی میتونه؟!

تا شقایق هست زندگی باید کرد...

پ.ن: دوباره که امروز این نوشته مو خوندم یه حسی بهم دست داد! از این تریپا که مثلا بابا من دیگه کی بودم و اینا ...!

میخوای در زندگی پیشرفت کنی؟ رمزش یک چیزه ... این فکرو که "من لایق بهتر از این بودم" بذار کنار... خودتو به خاطر جایی که قرار داری سرزنش نکن. افتادن در گل ننگ نیست ماندن در گل ننگ است. در همین شرایطی که هستی جنبه های مثبتشو ببین و بدون پیشرفت هرکسی 99% به تلاشش بستگی داره نه به شرایط دور و برش... از همین الان شروع کن...

زیبای آمریکایی

یکی از اون روزا بود که چند ثانیه تا برف فاصله نداشت یه الکتریسیته ای در هوا بود میشد صداش رو شنید. این کیسه داشت باهام میرقصید مثل یک بچه کوچولو که التماسم میکرد که باهاش بازی کنم برای ۱۵ دقیقه. اون روز بود که متوجه شدم یک زندگی پشت همه چیز نهفته است یک نیروی فوق العاده بزرگ. فیلم های ویدئویی فقط یه بهانه بیخوده اما باعث میشه همه چیز رو به خاطر بیارم. باید به خاطر بیارم گاهی وقتها آنچنان زیبایی در جهان است که احساس میکنم نمیتونم تحمل کنم و قلبم در آستانه فرو ریختنه.

quet of: "American Beauty - 1999"

خرخونی

نوبتی هم که باشه نوبت خرخونیه :))) دیگه زیادی ول چرخیدم ای مدت باید بشینم سر درس و مشقم :)

حال خراب این روزام

خیلی بده که یه امید واهی داشته باشی... اولش میدونی که زیاد خبری نیست. ولی کم کم یادت میره که امیدت کم بوده... بیشتر و بیشتر بهش فکر میکنی... به جایی میرسی که کلا یادت میره که بابا اصن کلش تقریبا از همون اول الکی بوده... حالا دیگه امید داری.. میخوای همونی بشه که میخوای ولی یه دفه ......... همه چی خراب میشه.. نه اینکه نامردی بشه اصن باید خراب میشد! اگه خراب نمیشد تعجباتی بود..

به این میگن خودزنی... کار این روزای ما هم که خودزنی شده...

9/7/91

امروز برام روز خاصیه... امروز روزیه که فهمیدم میتونممممممم... امروز خوشحالمممم زیاد :)))))

Stone of kindness

یادم میاد بچه که بودم بعضی وقت ها با خواهرم یواشکی بابام رو نگاه می کردیم...
ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود...
من و خواهرم حسابی به این کارش می خندیدیم !
چون می گفتیم چه کاریه ؟! ما که هم جارو داریم هم جارو برقی !!!
چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم یهو به خودم اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم...

سلامت باشی پدرم...

6/7/91

When the rain is blowing in your face
And the whole world is on your case
I could offer you a warm embrace
To make you feel my love

When the evening shadows and the stars appear
And there is no one there to dry your tears
I could hold you for a million years
To make you feel my love
...

4/7/91

همین دو سه روزه واسه من کلی تجربه شده! واقعا دور بودن از خانواده و تنها زندگی کردن تجربه ایه که هرکس تو زندگی باید داشته باشه. درسته که سختی داره ولی واقعا لازمه. لازمه بعضی وقتا احساس کنی خانواده ت که همیشه پشتیبانت بودن الان دیگه در کنارت نیستن و خودت تنهای تنها باید مشکلاتتو حل کنی. حس خوبیه. حس مستقل بودن. البته دل تنگی که مسلما هست ولی باید باهاش کنار اومد و با زندگی ساخت. اینم فعلا حال و روز ماست دیگه!
P.s: Fu..k U Spammers with yOur fake Comments ...

آمده ام تا بیاموزم. تا اینجاش که بد نبوده..