مــــــــــن ... رویایی دارم ... رویای رنگارنگــــــــــــــــــــــ

تا حالا شده استرس داشته باش ولی ندونی چرا؟ سردرگم باشی؟ من الان اونجوریم. خدا میدونه فردا شب همین موقع کجا باشم...

بسیار سفر..

بسیار سفر باید ... تا پخته شود خامی ...

دارم میرم سفر ... یه جای دور برای یه مدت طولانی.. مادر و پدری که اینقدر دیدنشون برام عادی شده بود رو شاید چند ماه یا حتی چند سال نبینم ... اول که سفرم قطعی نبود حس خاصی نداشتم ولی الان که میدونم چند روز دیگه دارم میرم هر وقت میبینمشون بغض گلومو میگیره ...

ولی میدونم که باید برم..همه سعیمو میکنم تو این مدت خودمو انسان بهتری کنم تا وقتی برگشتم براشون فرزند بهتری باشم.

امضا - جمعه 17 شهریور 1391

چه دوراهی سختیه.. درنگ کردن یا گذشتن... ولی آرزوم اینه هیچ وقت درنگ نکنم اگه در حال درنگ به فکر ادامه باشم، و هیچ وقت ادامه ندهم اگر در حال ادامه به درنگ بیاندیشم

و می دانم که

بهترین فرد کسیست که الان او را میبینی...

بهترین کار خوبی کردن به اوست...

و بهترین لحظه زندگی، همین الان است...

زن که باشی...

زن که باشي ترس هاي کوچکي داري !
از کوچه هاي بلند ،
از غروب هاي خلوت و از خيابان هاي بدون عابر مي ترسي !
از صداي موتورسيکلت ها و دوچرخه هايي که بي هدف در کوچه پس کوچه ها مي چرخند ، مي ترسي !
از بوق ماشين هايي که ظهرهاي گرم تابستان جلوي پاهايت ترمز مي کنند !
... و تو فقط چهره ي آدم هايي را مي بيني که در چشم هايشان حس نوع دوستي موج مي زند....!
زن که باشي ترس هاي کوچکي داري ،
به بزرگي همه بي عدالتي هايي که به جرم زنانگي محکومت مي کنند
و هميشه اين تويي که مقصري ... تو.... زن...



از همین تریبون استفاده می کنم و تنفر شدیدمو نسبت به تبعیض جنسیتی ابراز می کنم ..

چهره‌ای که اغلب او در فیلم‌هایش بازی می‌کرد نشان دهنده زنی بود که انگار برای زجر کشیدن آفریده شده بود.زنی که تحمل بالایی داشت و به جای اینکه گلایه‌ای داشته باشد فقط با نگاه‌هایش حرف می‌زد. اغلب در جدال عشق در برابر مرد مورد علاقه‌ای شکست می‌خورد و قربانی می‌شد. او اوج این بازی‌ها را در فیلم‌های کازابلانکا و بدنام به نمایش گذاشت که هر دو فیلم جزء با ارزش‌ترین دارایی‌های عاشقانه تاریخ سینما به حساب می‌آیند.

به نظر من او یک اتفاق تکرار نشدنی در تاریخ سینمای جهان بود.

امروز 29 آگوست سالروز تولد اینگرید برگمن است ...

یکی از خیانتای پدر مادرای زمان ما به بچه هاشون این بود که هر وقت بدبختی پیش میومد میگفتن: اشکال نداره فکر کن میتونسست از این بدتر بشه!!

هیچ وقت نگفتن: باید خیلی از این بهتر باشه... 

و اینطوریی نسلی رو بار آوردن که به پست ترین نوع زندگی و پایین ترین سطح رفاه راضیه. چون.. میتونست خیلی بدتر باشه!

انتظار زیادی نیست به خدا... حالا که نیستی.. حالا که نمیخوای و نمیخوام باشی... یه انتظار ازت دارم که انتظار بیجایی نیست... ازت انتظار دارم خفه شی و زر مفت نزنی.. انتظار زیادیه؟؟

+ فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست، فقر،روز را "بی اندیشه"سر کردن است: لینک